اصرار برای نشستن
رونیکا خانوم امروز دقیقا وقتی من میخواستم برم نهار درست کنم تصمیم گرفت بشینه.
همیشه وقتی میخواستم غذا درست کنم .رونیکا دراز میکشید و غلت میزد و برای خودش بازی میکرد.اما امروز نمی خواست بخوابه و ذوق نشستن داشت هنوز هم کامل بلد نیست بشینه و من باید کنارش باشم تا یه وقت نیافته.خلاصه کلی باهاش کلنجار رفتم بلکه راضی شه دراز بکشه نشد که نشد.این شد که من بوسیله ی سه تابالش محصورش کردم تا بشینه و من برم تو آشپزخونه بچم انقدر خوشحال بود که نشسته و هی نگام می کرد و میخندید از اینکه بالشا رو دورش چیده بودم خوشش اومده بود.می خواستم بغلش کنم و حسابی تو بغلم فشارش بدم .خیلی بامزه بود.
اینم عکس رونیکا وسط بالش ها

+
سمانه بیات ترک - ٢:٥٠ ب.ظ ; چهارشنبه ٢٠ آبان ،۱۳۸۸